دروغ نگو مرا نمی خواهی

   برای پیش مرگ یکی را نمی خواستی؟!

 

   کاشکی

   تو را به من عیدی می دادند. . .

 

     چترت را کنار ایستگاهی در مه فراموش کن

     خیس و خسته به خانه بیا

     نمی خواهم شاعر باشی

     باران باش

     همین برای روییدن هفت پشت گل کافیست

   نگاه کن . . .

   چقدر نگاهت سرد شده!

   حالا که لباس گرم ندارم

   سرما می خورم

   از تمام دنیا فقط چشمانت را خواستم

   آیا آسمان سهم زیادی از دنیاست؟!

X